در آستانهی ۱۰ امرداد، زادروز استاد «قنبریمهر»قائم و قائل بهاصالت ساز و صدادهی آن
نگارش: محمدرضا ممتازواحد چند سالِ گذشته، نوشتاری از راقم این سطور برای یکی از نشریات تخصصی گرافیک تدوین و نگارش شد که متأسفانه با توجه بهوضعیت نهچندان مناسبِ مطبوعات در حال حاضر، آن نشریه بهجزء یک شماره، هیچگاه تداوم نیافت. سردبیر محترم آن نشریه («مرتضی محمدیان»- نویسنده و منتقدِ پیشکسوت و خلاقِ ادبیات، سینما و موسیقی) موضوعی را بهنگارنده پیشنهاد داد که بیشتر بر ویژگیهای بصری سازهای ایرانی دلالت داشت و ساز و آلات را از منظر ریختشناسی (فُرمشناسی) مورد بحث و بررسی قرار میداد. البته شاید سوژهی این نوشتار آنچنان که باید موضوعیت جدی و فنیای نداشته باشد ولی شاید از منظری، دگراندیشی و دگربینی بهسازهای موسیقی ایرانی و البته سازهای ملل دیگر را موجب و موجد سازد که حاصل تحقیقات و مطالعات راقمِ این سطور در نوشتاری تحت عنوانِ «بهیاد پیرِ سازسازی ایران، «ابراهیم قنبریمهر» : تأملی بر الگوها و انگارههای تصویری سازها»، در مجلهی گزارش موسیقی شمارهی ۱۰۲ بهچاپ رسید.با نگاهی متفاوتتر بهتقسیمبندیهای معمولِ سازهای ایرانی (سازهای مضرابی (زهی – زخمهای و زهی- کوبی)، سازهای زهی- آرشهای، سازهای بادی و سازهای ضربی)، درمییابیم که اغلب سازهای هر گروه بهلحاظ شکل و تصویر، شباهت بسیاری با هم دارند و شاید یکی از دلایلِ سیستمِ طبقهبندی سازها همین عامل باشد. مثلاً در گروهِ سازهای زهی- زخمهای، شباهت ظاهری تنبور با دوتار و سهتار و اندک شباهتش با تار و عود (البته فارغ از تفاوتهای فاحش در ارگانولوژیک هر یک از سازها با یکدیگر) بهلحاظ مختصاتِ تصویری، تأملبرانگیز است. البته این شباهت ظاهری با ساز قانون بههیچوجه مصداق نمییابد که خود جای سئوال دارد؟! توضیحات فوق در حقیقت مقدمهای بود برای مبحثی به نام «الگوها و انگارههای تصویری سازها». این مبحث، فارغ و فَرایِ از مباحث «سازشناسی» و «سازسازی» بوده ولی دقیقاً بر حُول هر دو مبحث در حال دَوَران است. با بررسی ریشههای پیدایش و تکامل سازها و بهعبارتی سیر تکوینی و تکاملی سازها در هر قوم و مللی که مبحثِ مهم «کرونولوژی» سازها را در برمیگیرد، ناخودآگاه با تمدن، تاریخ فرهنگی، آداب و رسوم اجتماعی و روحیات آن قوم و ملل آشنا شده و تبادلات و تعاملاتِ فرهنگی هنری آنها، بیش از پیش آشکار خواهد شد. بررسی تاریخ موسیقی یک قوم، در حقیقت بررسی تاریخ تمدن و فرهنگ آن قوم بوده و بیتردید، «تکامل سازها بر تاریخ فرهنگ ملل مبتنی است.» (مسعودیه، ۱۳۸۳: ص ۲۲۷) به عنوان مثال ساز «تنبور»(تنبره) که معرب «تونبره»ی هندی است بهمعنی کدوی تلخ میباشد و بهدلیل این که این ساز را اصالتاً از کدو میساختند در حجاز به همین نام اشتهار یافت. قرنها بعد «عبدالقادر مراغی» در کتاب «مقاصدالالحان» در توصیفِ «تنبور شروانیان» و «تنبور ترکیه» در قسمتی نوشته است: «.... و آن بر هیأت ا قول و غزل در ساز و سخن...
ما را در سایت قول و غزل در ساز و سخن دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 134 تاريخ: جمعه 15 اسفند 1399 ساعت: 15:02